خبرگزاری حوزه | پیچیدگیهای آتشبس اخیر، بهویژه بعد از تهاجم اخیر رژیم غدار صهیونی علیه برادران عزیزمان در لبنان سرافراز، عرصهای پرتلاطم برای بروز جنگ شناختی پنهان را به عنوان تلهای از طرف دشمنان برای درهم شکستن صفوف مقاومت، مهیا ساخته است که باید با فهم و اتخاذ موضع دقیق از افتادن در آن پرهیز کرد.
باید توجه کنیم که هر گام برداشته شده در جنگ اخیر، چه از سوی ایران یا آمریکا و اسرائیل، گرهخورده با اهداف راهبردی و در عین حال، انگیزههایی است که هر بازیگر، تلاش دارد از ورای آن، دستاوردهای استراتژیک خود را رقم زند. این تضاد منافع و اهداف، بستری مناسب برای عملیات روانی دشمنان فراهم آورده است تا صفوف مقاومت را متزلزل سازد. لذا باهم دیگر این اهداف را مرور میکنیم تا به کنه قضیه پی ببریم:
۱. اراده و اهداف ایران از قضیه آتشبس:
میتوان گفت موضع ایران در قبال آتشبس، در دو محور کلیدی تبلور مییابد:
به رسمیت شناختن جایگاه منطقهای: اولین و ایدهآلترین دستاورد برای ایران، آن است که آتشبس، به مثابه اعتراف آمریکا به قدرت و نفوذ منطقهای ایران تلقی گردد. این، نه تنها یک پیروزی دیپلماتیک، بلکه یک دستاورد تمدنی و تاریخی برای ایران عزیزمان خواهد بود کما اینکه رسانههای جهانی هم به درستی بر آن تاکید و إذعان دارند.
مشروعیت بخشی به افزایش تنش: در صورت خلف وعده و دبه کردن آمریکا که در ادبیات سیاسی واژهای آشناست، ایران، فرصتی طلایی برای مشروعیتبخشی به افزایش سطح درگیری پیدا میکند.این امر هم در داخل (برای همراه کردن همه مردم با سلیقههای فکری و سبکزندگیهای متنوع در شرایط دشوار) و هم در خارج (برای توجیه ضربه به زیرساختهای منطقه و بستن تنگه بابالمندب) اهمیت دارد. در واقع "دبه کردن" آمریکا باید به گونهای طراحی شود که مشروعیت افزایش تنش برای ایران، از سمت داخلی و هم اذهان منطقهای و بینالمللی، پذیرفتنی و حتی مطلوب گردد، حتی اگر این راه، پرهزینه باشد.
۲. ترفند و تله آمریکا در قضیه آتشبس:
آمریکا، با ظرافت و در پوشش "دبه کردنهای موردی"، هدف مهمی را در آتشبس پیشنهادی اخیر دنبال میکند:
شکار آغازگر جنگ واعاده مشروعیت برای حمایت ازاسرائیل: هدف اصلی، کشاندن ایران به نقطهای است که آغازگر درگیری در اذهان بین المللی و داخلی آمریکا به نظر برسد. این امر، نه تنها فشار افکار عمومی بر ایران را افزایش میدهد، بلکه اعاده مشروعیت برای حمایت از اسرائیل با قرار دادن ایران در جایگاه آغازگر خصومت است تا آمریکا بتواند حمایت بیدریغ خود را از اسرائیل، توجیه نماید.
لذا باید توجه داشته باشیم که تاکنون، مشروعیت آغاز درگیری به عنوان دفاع مسلم از تمامیت ارضی خود در سمت ایران بوده و آمریکا درصدد است این روایت را در اذهان بینالمللی معکوس کند زیرا فشارهای داخلی بر دولت ترامپ و نگرانی از افزایش انفجاری قیمت نفت، او را به سمت یافتن راهی برای خروج آبرومندانه از بحران جنگ سوق میدهد.
۳. موضع اسرائیل در قضیه آتشبس پیشنهادی:
اسرائیل، در موقعیتی بس شکنندهتر، آتشبس را یک فرصت تلقی نمیکند، بلکه آن را تهدیدی وجودی تلقی میکند زیرا در نگاه تلآویو، تثبیت و رسمیت یافتن قدرت منطقهای ایران، به معنای "محو" شدن موجودیت اسرائیل است و با پایان جنگ یا خروج یکطرفه آمریکا، احتمال کاهش حمایتهای آمریکا و قرار گرفتن اسرائیل در انزوای سیاسی و نظامی، افزایش مییابد. از اینرو، اسرائیل به دنبال شعلهور کردن مجدد آتش درگیری است، حتی اگر این امر به قیمت مشروعیتبخشی به آمریکا تمام شود.
جمعبندی: هوشیاری در برابر فتنههای شناختی
در این میان، آنچه بیش از هر چیز اهمیت مییابد، حمایت مردمی از جبهه مقاومت و انسجام در اتاق جنگ واحد با متحدان منطقهای است. با این حال، نباید از اهمیت اعتماد مردم به مسئولین و ضرورت هوشیاری در برابر فتنههای شناختی دشمن غافل شد. جنگ شناختی، ابزاری قدرتمند برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی است که در صورت عدم مقابله و مواجهه صحیح با آن، منجر به شکلدهی روایتها و تحریف واقعیتها، و در نهایت، تضعیف پایههای مقاومت از درون خواهد گردید. درک این لایهها و مقاومت در برابر آن، کلید عبور از این مرحله حساس و حفظ دستاوردهای مقاومت در میدان خواهد بود.
حجت الاسلام علیرضا ابوالفتحی










نظر شما